عطا ملك جوينى
828
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
و هشتاد و شش هجرى به تفصيلى كه در كتب تواريخ مشروح است كشته شده است « 1 » . در عموم كتب تواريخى كه راقم سطور بدانها دسترسى دارد و اسامى آنها در حاشيهء ذيل اين صفحه صورت داده شده بلا استثنا نام اين داعى معروف قرامطه عبدان مسطور است نه حسن شيخ عبدان به اضافهء حسن چنان كه در جميع نسخ جهانگشاست و هيچكس ديگر نيز از دعاة اسماعيليّه و قرامطه كه موسوم به حسن عبدان ( - حسن بن عبدان ) باشد در كتب تواريخ معروف نيست تا گوئيم مراد جوينى او بوده . پس بلا شبهه كلمهء « حسن » در متن جهانگشا به كلّى زيادى است سهوا از نسّاخ يا از خود مؤلّف ، و مؤلّف را نظاير اين گونه اشتباهات در اين فصل متعلّق به اسماعيليّه چنان كه بعدها خواهد آمد فراوان روى داده است . ( 25 - ) - ص 721 س 2 ، ابو الخطّاب : مراد ابو الخطّاب محمّد بن ابى زينب مقلاص الأسدى الأجدع است كه فرقهء معروف خطّابيّه از غلاة شيعه به دو منسوباند . وى ابتدا از اصحاب امام جعفر صادق عليه السّلام بود سپس در حقّ آن حضرت غلوّ نموده به الوهيّت وى معتقد گرديد . پس از آن از اين مرتبه نيز قدم فراتر نهاده خود در حقّ خويشتن دعوى نبوّت و رسالت نمود . تفصيل عقايد او و اصحاب او و افتراق ايشان بعدها به چهار يا پنج فرقه « 2 » در كتاب فرقالشّيعهء ابو محمّد حسن بن موسى نوبختى ص 37 - 41 ، 58 - 60 ، و در مقالات الإسلاميّين ابو الحسن اشعرى ص 10 - 13 كه هر دو از قديمترين و معتبرترين كتب ملل
--> ( 1 ) - براى تفصيل احوال عبدان رجوع شود به كتب ذيل : فهرست ابن النّديم ص 187 - 189 ، و حواشى ناشر آلمانى آن كتاب ص 77 ، و كتاب التّنبيه و الأشراف مسعودى ص 374 ، و ابن حوقل ص 210 ، و دستور المنجّمين ورق a 335 و نهاية الأرب ورق b 48 ، b 58 ، a 59 ، a 76 ، و اتّعاظ الحنفاء مقريزى ص 103 ، 104 ، 107 ، 108 ، 113 ، 114 ، 120 ، 130 ، و « مذهب دروز » دساسى مقدّمهء ج 1 ص 184 - 185 ، 193 - 200 ، و رساله « قرامطهء » دخويه ص 31 ، 58 ، 59 ، 63 ، 66 - 68 ، 99 . در اين كتاب اخير مؤلّف آن دلائلى به عقيدهء خود آورده كه به مقتضاى آن قتل عبدان بعد از جلوس مهدى فاطمى ( سنهء 296 ) و به امر او بوده است يعنى تقريبا ده سال ديرتر از آنچه عموم مورّخين گفتهاند ، و به عقيدهء راقم سطور اين دعوى اجتهاد مقابل نصّ و رجم بالغيب است و دلائلى كه براى اثبات اين مدّعى آورده فوقالعاده واهى به نظر مىآيد . ( 2 ) - به قول نوبختى در فرق الشيعة ص 37 اصحاب ابو الخطّاب به چهار فرقه و به قول اشعرى در مقابلات الاسلاميّين ص 10 به پنج فرقه ( « خمس فرقه » ) ، منشعب شدند . كلمهء « خمسون » در خطط مقريزى ج 4 ص 174 بلاشبهه تصحيف « خمس » است . هوتسما در دائرة المعارف اسلام در عنوان « ابو الخطّاب » و مرگليوث در همان كتاب در عنوان « خطّابية » استنادا به عبارت مذكور مقريزى عدّهء شعب مختلفهء خطّابيّه را پنجاه فرقه نوشتهاند ، و آن سهو واضح است ظاهرا .